زندگانی

بودای زاهد

Posted in دسته‌بندی نشده by رسول زندگانی on سپتامبر 30, 2010

بودای زاهد

شادی غم های بزرگ تر

Posted in آیینه صافی by رسول زندگانی on سپتامبر 30, 2010
شادی غم های بزرگ تر - 1 از 2

شادی غم های بزرگ تر - 1 از 2

شادی غم های بزرگ تر - 2 از 2

شادی غم های بزرگ تر - 2 از 2

زنجیره احتمالات و رخدادها

Posted in آیینه صافی by رسول زندگانی on سپتامبر 30, 2010
زنجیره احتمالات و رخدادها

زنجیره احتمالات و رخدادها

سرنخ های مطالعه

Posted in فرهنگ ها و سیستم ها by رسول زندگانی on ژوئیه 8, 2010

  چند سر نخ مطالعه و بررسی در ذهن هست که شاید وقتی دیگر به آن بپردازم. اگر چه کلی و وسیع به نظر می رسد اما به قدر وسع پیش می رویم تا چه افق هایی باز شود . اما شمای دوست هم اگر منبعی یا نظری در این موارد داشتی دریغ مدار که چشمه جوشنده و بخشنده شوی .

  • متغیرهای مهم و تاثیرگذار درفرهنگ، فرهنگ ایران
  • دریای آگاهی دانشمندان در ظرف خرد جمعی مردم
  • تفکیک نا مناسب دین و فرهنگ
  • هزینه باورها و تصمیم ها
  • دینامیک فرهنگ
  • دینامیک اجتماعی یک شخصیت

فرهنگ مقایسه

Posted in فرهنگ ها و سیستم ها by رسول زندگانی on ژوئیه 8, 2010

  درصف بانک ایستاده بودی و پیرمردی که فرنگ را دیده بود شروع می کرد به مقایسه سرویس دهی بانک ها در ایران و اقصی نقاط جهان. سوار تاکسی که می شدی و در ترافیک گیر می افتادی، جوانی توکیو رفته سیستم رانندگی ایران و آلمان (! ) را مقایسه می کرد.  داستان این مقایسه ها به تحقیق های دانشگاهی نیز کشیده می شد. فاکتور های  مقایسه و توسعه را عمدتا از نظریه های فرنگی اقتباس می کردند و کمپانی های نیمه خصوصی و تمام دولتی را الگویابی می کردند تا نتیجه بگیرند که تفاوت ها ناشی از فلان متغیر است . معمولا هم جمله ای شبیه به این در نتیجه گیری می آمد: «اگر سیستم قوانین یا سیاست  مدیر یا شخص مدیر پایدار تر باشد می توان این چنین کرد که کمپانی پیشرفت کند».  در مقابل یکی از بحث های مطرح نیمه-روانشناسی در بهبود شخصیت و اصول موفقیت فردی این بود که دست از مقایسه بردارید و به خویشتن خویش بپردازید.در ادبیات هم پرداختن و شناخت عمیق خود بسیار توصیه می شد.

  این مقدمه نه چندان کوتاه برای این بود که ببینیم داستان این مقایسه ها به کجا منتهی می شود. یکی می گوید در رانندگی قوانین خوب نداریم دیگری می گوید جریمه ها کم است یا قوانین خوبی داریم اما خوب اجرا نمی شود. «یکی زیر لب می گوید مشکل همه از حکومت است . دیگری پاسخ می دهد مشکل از دین و سیاست است . نظر دیگری این است که مشکل خود ما مردمیم. پدر بزرگی می گوید خدا سرنوشت را عوض نمی کند اگر نخواهید. دوستش معتقد است که خلایق هرچه لایق». سر هر رشته ای را که می گیری و به علت آن فکر می کنی به علت دیگر می رسی. گاهی خود آن علت هم معلول همان مشکل اول است . «قانون قوی نیست چون اجرا قوی نیست . اجرا قوی نیست چون قانون قوی نیست» و …

  یاد ماجرای مرغ و تخم مرغ می افتی دور بی پایان . نکته کجاست ؟ نکته این است که همه این عوامل در دست یکدیگر و بر هم اثر گذاشته و از هم تاثیر می گیرند . علت العلل همه این عدم پیشرفت ها یا نارضایتی ها از یک سیستم – چه در یک کمپانی و چه در کل فرهنگ – عوامل اساسی تر و کلان تر هستند. گذشته فرهنگی و اخلاق اجتماعی و وضع اقتصادی و قیمت ارز و سیاست و فرهنگ مردمان کشور های دیگر و دوره تاریخی کنونی و وضعیت تکنولوژی و حتی وضعیت خورشید  همه و همه اندرکارند تا وضع امروز اینگونه باشد.

  به قول اهالی کنترل سیستم ها،  سیستم های جامعه مانند یک سیستم  هزار ورودی و هزار خروجی دارای هزار متغیر تعیین رفتار بصورت غیر خطی غیر پیوسته درجه هزارم متغیر با زمان است . یعنی سیستم پیچیده ای است. چنین سیستم پیچیده ای رفتار پیچیده ای هم دارد . تصمیم گیری ها  یا ورودی ها هم به سادگی نمی تواند رفتار ان را کنترل کند .

  شناخت این متغیرهای اساسی و بیان نحوه تاثیر آنها بر رفتار سیستم های  اجتماعی، داستان زیبایی است که تازه اگر متخصصان وارد آن شوند دریای بی پایانی است – که حتما هم  به نام علوم مختلف وارد شده اند – اما مفید است که  امواج این آگاهی به سواحل فرهنگ عمومی هم برسد. چرا که عموم مردم نیز از تاثیر گذاران سیستم های اجتماعی اند . در رؤیا دارم که دانشی در این زمینه از بزرگان بربایم و به همین زبان بیان کنم. شاید لبخندی بر لب آورده باشم که هزارگونه لبخند داریم.

ویرانی اندیشه ها

Posted in آیینه صافی by رسول زندگانی on ژوئیه 4, 2010

گشتی و گشتی و در سیر اندیشه ها با زیبایی های پدیده تکامل آشنا شدی

سر رشته را گرفتی و آتشفشان احساس فوران کرد و روشنی پاشید

دیگر تضادی میان مفهوم خدایان و جریان های جاری تکامل نمی دیدی

همه زیبا و در جنب و جوش، همه جاری در شاّن خویش

ایستاده بودی، چشمانت  به آسمان، همه نور و روشنی

اما پاهایت بر زمین، روی آن توده های گدازه و خاکستر

سوزاندنش را احساس نکردی

 

زمانی گذشت

نور و روشنی هنوز در اعماق درون سوسو می زد

حرکتی کردی و به امروز رسیدی

اما پاها چه سنگین شده اند، چشم ها از پس غبار خاکستر، نوری در آسمان نمی بینند

آتشفشانی نیست، نوری نیست…

 

کجایید ای روشنی ها، کجایید ای جریان های گونه گون هستی- ای انرژی ها – ای خدایان!

نکند، نکند آن تجربه های پیشین همه به جای پایم، به نظرگاهم بستگی داشت

نکند باز باید همه این مفاهیم را ویران کنم و از نو بسازم؛

 

پایم بر صخره کناربود و از تلاطم، اندیشه ها ساختم

لغزیدم و در تلاطم فرو افتادم و اندیشه ها ویران شد

می کوشم که شناوری بیاموزم یا ساحلی در سلامت بیایم، اگر جانی بماند.

«زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد

که هر تخته فرو ریزد به گردش های گوناگون»

حال امروز – رؤیایم کو

Posted in آیینه صافی by رسول زندگانی on ژوئیه 3, 2010

چشمه احساس خشکیده است
یا نه، راکد شده است
قدری آن را به تلاطم وادار- سخت است و ساختگی بنظر می رسد-
اما شاید جوششی آغاز شود…

دیرگاهی، رؤیاها امانت نمی دادند و فرصتی می جستی که پی شان بروی
امروز فرصت ها آمده اند اما رؤیاها کم رنگ شده اند

در پی چه هستی؟ پول یا رؤیا یا پول برای رؤیا؟
هدف اول پول است یا رؤیا؟
با پول رؤیا محقق می شود یا با رؤیا پول…

«دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او شاید که دلداری کند»

و چند روز دیگر باید اجاره خانه را بدهی
و همچنان می اندیشی که «رؤیایم کو».

آیینه روشن رای

Posted in آیینه صافی by رسول زندگانی on ژوئن 25, 2010

دل که آیینه شاهی ست غباری دارد

دل کوچک ما هم گاهی آبستن اندیشه هایی می شود و دنبال آینه ای می گردد تا خود را نظاره کند. در این میان شاید دل ما هم آیینه ای شود برای دیگری.

اندیشه هایی می آید در ابتدا بدون طبقه بندی و قدری که جاری شد شاید که طبقه خود را بیابد.

در خاطر زندگی چه می گذرد؟ از طعم آب لیوان تا مزه تکنولوژی و تلخ و شیرینی سیاست. از رویا تا احتمالاتی به نام واقعیت. از شاه بیت یک نوشته تا تراوش یک شعر و تا مختصات یک فرهنگ.

تا چه در پیش باشد.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.